تبليغاتX
Shakila Voice OF AN Angel
شکیلا صدای عشق و عرفان
به زودی  www.shakila.blogfa.com

این وب لاگ جدید منه که به زودی کاملش میکنم

خوش حال میشم کمکم کنید

تقدیم به تمامی هوا داران شکیلای عزیز

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 22:38  توسط سیاوش | 

با سلام خدمت تمامی هواداران عزیز شکیلا

۱۳ اردیبهشت روز تولد صدای عشق و عرفان شکیلای عزیز صدای تنها فرشته ی موسیقی ایران بر شکیلای عزیز و هواداران خوب این فرشته ی پاک مبارک باد

به امید موفقیت شکیلا و با آرزوی اجرای برنامه های این هنرمند موفق در ایران   

با تشکر مدیر وب لاگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:5  توسط سیاوش | 
شکیلا 1


شکیلا 2


شکیلا 3

shakila

با تشکر از شهرام عزیز که این عکس هارو واسم فرستاده

تقدیم به هوا داران شکیلا

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 16:38  توسط سیاوش | 
(صبوری)                                        

عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد              

من صبوري كردم و تاراج گر مغرور شد              

عمر من همراه با تكرار روز و شب گذشت

شمع فانوس جواني دم به دم كم نور شد

خويشتن را بشكني ايثار اگر از حد گذشت

پاكبازي هر چه كردم دشمني منظور شد

راه را از چاه در هر لحظه ايي بايد شناخت

يك قدم غافل شدم يك عمر راهم دور شد

اي جوان كي گفته فصل انتهاست ؟

فصل اميد است و روز ابتداست

زندگي را با چراغ معرفت آغاز كن

در ركاب دوستي با همسفر پرواز كن

در ميان راه اگر هر مانعي ره بر تو بست

عاقلانه با صبوري راه بسته باز كن


(انتظار)

صبر دل من سر اومده باز
مهتاب در اومد و نيومده باز

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

منو پريشون می کنه
چشمامو گريون می کنه
فکر پشيمون شدنش
داره منو داغون می کنه

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

من و شب و جام می و نقش دو چشمون تو در باده ناب
دلی پر از عشق تو و ياد تو چشم من و حسرت خواب
دلم براش پر می زنه وای اگه خوابش ببره
بازم بمونه دل من تا به سحر در تب و تاب

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

کاشکی بخونم عشقو تو نگاش
از دلش بگه چشمون سياش

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

منو پريشون می کنه
چشمامو گريون می کنه
فکر پشيمون شدنش
داره منو داغون می کنه

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

من و دلی عاشق و آزرده که دنياشه همه چشم سياش
من و دو چشمی که می گه از دل افسرده و ديوونه براش
دلم براش پر می زنه وای اگه خوابش ببره
بازم بمونه دل من تا به سحر در تب و تاب

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو


بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - شکيلا

خانم "شکیلا"در 13اردیبهشت ماه سال 1341 در تهران به دنیا آمد.وی کوچکترین فرزند خانواده بود.از همان دوران کودکی شیفته موسیقی بود و آثار نبوغ و استعداد در او هویدا بود.در نه سالگی قطعه ای برای تلوزیون اجرا کرد و آنچنان مورد توجه قرار گرفت که در پی آن برای خوانندگی دعوتش کردند اما از آنجایی که کم سن وسال بود و خانواده اش نیز راضی نبودند قبول نکرد و به موسیقی در حد شرکت در برنامه های مدرسه و مسابقات استعدادهای درخشان و گاهی نیز هنرمندی در محافل خانوادگی قناعت کرد او همچنین تحصیلاتش را نیز با موفقیت پی گرفت.
شکیلا در پانزده سالگی به فراگیری موسیقی ملی و ردیف های آوازی نزد مرحوم استاد محمود کریمی پرداخت آن سالها (1356و1357) اوج مبارزات انقلابی بود و شرایط خاصی در ایران حاکم بود که سبب شد هنرستان موسیقی تعطیل شود و شکیلا در پیگیری موسیقی محدود شد اما وی در راه خود استوار بود تا اینکه در 18 سالگی برای ادامه آموختن موسیقی کلاسیک به آمریکا رفت و تصمیم گرفت به آرزوی دیرین خویش جامه عمل پوشاند.شکیلا در سال 1368اولین آلبوم خود را با همکاری بابک افشار به بازار روانه کرد و با عرضه این آلبوم به طورحرفه ای وارد دنیای موسیقی به خصوص خوانندگی شد.
غنای لحن او که هدیه ای خداوندی است، در پیوند با ادبیات غنی فارسی تلفیقی کم نظیر پدید می آورد که شخصیت فروتن شکیلا نیز مکمل آن گشته و در آثارش نمایان میگردد. بی گفتگوست که چنین آثاری رتبه والائی از هنر و احساس را در شنونده بجا می گذارد.
علاقه شکیلا به عرفان و ادب عرفانی این مرز و بوم، زبان گشوده ای را برای خواندن اشعار حضرت مولانا بروی باز کرد که به آثارش در این زمینه، احساسی ملکوتی عطا می کند.

شکیلا تا امروز یازده مجموعه موسیقی به هنر دوستان ایرانی تقدیم کرده و دوستارانش همچنان و هر لحظه منتظر کارهای جدید او هستند.
تجلّی صدای شکیلا در مقام آوای بر گزیدگان شرق در مجموعه " اپراتیکا- شاین" افتخاری بزرگ برای او و هم میهمانش است. صدای او از میان دهها صدای آشنا و گمنام شرقی انتخاب شد.
ادای دین شکیلا به بزرگان موسیقی این مرز و بوم باز سازی و باز خوانی آثار ارزشمندشان است ، چه ، نقش خود را در نقل سینه به سینه احساس و آثار، از نسل و نسل های پیش به آیندگان، به نیکی درک می کند تا که امید به جاودانگی هنر را تحقق بخشد.
شکیلا رسالتش را در گرمای کانون خانواده و در پرورش فرزندانش ، شهرا د و بهراد، با آرزوی باز گشت به وطن و تقدیم اجرای زنده برنامه اش به سر زمینش می بیند ودر شوق آن روزگار می گذراند.یکی از افتخارات زندگی هنری شکیلا دریافت جایزه آکادمیک موسیقی در اکتبر سال 2005 میلادی به پاس آثار ارزشمند او درموسیقی ایرانی است.علاوه بر زندگی هنری افتخار امیز او زندگی شخصی شکیلا نیز تحسین برانگیز است دربین همه خوانندگان معروف دنیابه خصوص خوانندگان زن تعداد نسبتا کمی توانسته اند هم در زندگی هنری و هم شخصی آن گونه که باید و شاید موفق باشند به تحقیق و گاهی به اذعان این افراد در مقاطعی از زمان زندگی شخصی آنها قربانی زندگی هنری شان شده و از آن باز مانده اند یا به ابتذال کشیده شده است اما در مورد شکیلا حتی تا به حال چنین شایعه ای هم نبوده است او توانسته است با حفظ اصالت و نجابت ایرانی سالهاهنرمندی کند و به طور همزمان در همه عرصه های مختلف زندگی موفق باشد . در حال حاضر شکیلا به عنوان یکی از محبوبترین خوانندگان ایرانی می درخشد و طرفداران بسیاری دارد . وب سایت رسمی شکیلا او را " vioce of an angel"نامیده است و براستی که صدای شکیلا صدای یک فرشته است!


 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 22:42  توسط سیاوش | 
به احترام روئیای عزیز(مدیر سایت شکیلا فنس) عکس قبلی رو بر داشتم   

   

شکیلا

            




_________¤¤¤¤¤¤¤_____________¤¤¤¤¤¤¤______________
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤_____
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤____
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤___
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤___
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤__
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤__
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤____
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤______
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___________
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤______________
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________________
_________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__________________
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____________________
_____________________¤¤¤¤¤¤_______________________

خدایا

ســوالـی دارم از تـوای خدایا

                              چـرا تـــوآفریــدی عـاشقی را

ندانستی مگردردش چه باشد

                                نمی دانی برآن درمان نباشد

تودرد بی وفایـیی راچــشیدی

                                توبغــض بی نوایی راشنیدی

بدانستی زچه مجنون شدم من

                                بفهمـیدی چراپرپرشد این تن

تـــــوجانان خالق هرآرزویی

                                بگوازدرد عاشق توچه جویی

بدیدی که جدایی خون به پاکرد

                               چرامعشوقه عاشق را رها کرد




كنار پنجره بودم كه آسمان باريد 

صداي مرگ برايم رهاترين دل بود

هجوم خلوت شبهاي سرد و مهتابي

چقدر زندگيم بي تو سخت و مشكل بود

                     

كنار پنجره بودم هوا پر از غم بود

ز قلب ثانيه ها بوي هوش مي آمد

تمام صورت شب خيس اشك بود ولي 

صداي گام غريبي به گوش مي آمد

                   

كنار پنجره بودم غريبه اي آمد

غريبه بود ولي چشمهاي گرمي داشت

به شيوه گل مريم مرا صدا مي كرد

بلور يخ زده قلب من ترك برداشت

                    

و ايستاد كنارم براي يك لحظه 

تمام قصه غمهاي من هويدا بود 

به چشمهاي غريبش نگاه كردم باز 

چقدر برق نگاهش شبيه دريا بود 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 16:57  توسط سیاوش | 

پیش از تو قصه هایم بی معنا بودوشعرهایم

 بدون قافیه

ادامه شبها شب بود وفردا هر روز می آ مدو

نمی آمد

اما با تو درپس شبهای تاریک روزهای قشنگی

 بودند که جرات صبح شدن پیدا

کردند.

زندگی ام با تو معنا گرفت زیباترین شعرهایم

 را با نام تو خواهم سرود وبهترین روزها را با

یاد تو زندگی خواهم کرد

یکی می گفت حرف حرف دل هر

 چی اون بگه

حالا که دلت میخاد بری و با دیگری

 باشی

دل من میگه بعد از تو ورود به قلب

 شکسته ام ممنوع!

دل شکستهنظر یادتون نره عزیزان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 21:51  توسط سیاوش | 

کاش هیچ کس تنها نبود

کاش دیدنت رویا نبود

گفته بودی میمانم

اما رفتی........

و

گفتی اینجا جا نبود

من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو

ولی گویا بالی نبود

یک نفر آمد صدایم کردو رفت

با صدایش آشنایم کرد و رفت

پشت پر چین شقایق که رسید

ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

حرفهاي ما هنوز ناتمام...

تانگاه مي كني : وقت رفتن است

بازهم همان حكايت هميشگي !

پيش از انكه با خبر شوي

لحظه ي عظيمت تو نا گزير مي شود

اي...

اي دريغ و حسرت هميشگي

ناگهان چقدر زود دير مي شود!

تنهایی

چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری
نــه بــه انـتـظـــار یــاری ، نــه ز یـــار انـتــظــاری
غــم اگــر بــه کــوه گـویــم، بــگـریــزد و بــریــزد
کــه دگــر بــدیـن گــرانـی نـتـوان کشیــد بــاری
سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته‌ست
تــو بـکــش که تا نیفـتـد دگـرم بـه شـب گـذاری
نه چنان شکسـت پشتـم که دوبـاره سـر بـرآرم
منـم آن درخـت پیـری که نـداشـت بـرگ و بـار

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 20:46  توسط سیاوش | 
:::::::::::¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´o¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´7¶$$$$¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´1¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶$$$$¶¶$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´¶¶¶¶¶$¶¶¶¶¶¶¶¶1´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶¶$¶¶
¶´¶¶¶¶$$$$$$$$??¶¶¶¶´´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$¶$¶¶¶
¶¶¶¶¶¶$$$$$$¶$$$$$¶¶¶´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$´¶¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶$$$$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¢¶¶¶¶$¶¶¶¶¶$????????¶
¶¶¶$$$$¶$$$$¶$$$$$$$$$$¶´´o¶¶¶¶¶¶¶??$$$$$¶¶¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$$$¶¶¶´´´¶¶¶7´$$$¶$¶¶$$$¶¶
¶¶¶¶$$$$$$¶$$¶$$$$$$$$$¶¶´´´´´´´¢¶¶$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶¶¶$?$$¶$$$$$$$$$$$$$¶¶´´oo´´¶¶$$$¶$$$$$$¶
¶´¶¶¶¶¶$$$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶´7´7¶¶$$$$$$$$$$$¶
¶´´´¶¶???$???$¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶¶¶$¶¶$$$$$$$$¶
¶´´´?¶$$??$$$??¶¶$$$¶¶o´´´´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶
¶´´´´¶¶$$?$?$$?$¶¶¶¶¶?´´´´¢¶¶¶$$$$$$$$$$$¶¶$¶
¶´´´´o¶¶$?$$$???$¶¶¶¶´´´?¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶$$¶
¶´´´´´¶¶¶$$$$??$?¶¶¶¶´¶¶¶¶$?$$$$$¶¶¶$$$$¶$$$¶
¶´´o¶¶¶$¶¶¶¶$$?$??¶¶´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶
¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$??$$¶´´´¢¶¶$$$$$¶$$$$$$¶¶¶$$$$¶
¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶$$$$¶¶1´´¶¶?$$$¶$$$¶$$$$$$$$$$¶
¶¶$$??$$$¶$$$¶¶$$$$¶¶¶´¶¶$$$$$$$$$$¶¶$$$$$$$¶
¶???$$$$$$$¶¶$$$$$$?¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶¶$$$$$$$$¶¶
¶$¶$$$$$$$$$¶¶$¶$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶$$¶¶¶$$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$¶¶$¶$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$$¶?¶$$$$$$$¶$$$$$$¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶¢¶¶$$$¶$¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$$$¶¶¶$$$¶
¶¢$¶$$$$$¶$$$$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶¶
¶¢¶¶$$$$¶$$¶¶¶¶¶$$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$¶$¶¶$$¶
¶¢$¶¶¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶$¶
¶o¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$¶$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶´´¶¶¶
¶o$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶´´?¶¶¶
¶¢¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶
¶¢$$$$$$$$$$$$$$?$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶´´´¶¶$$¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶

مي دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟ وقتي ميخواي گريه کني چشمهات رو ميبندي؟؟؟ وقتي ميخواي کسي رو ببوسي چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟.... چون قشنگ ترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيست


عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

  بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،

  و تو از او رسم محبت بياموزي .

  عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

  بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاريست.

  عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

  بلکه پنهان کردن قلبي ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده .

  عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

  بلکه نداشتن شانه هاي محکمي ست که بتواني به آن تکيه کني


حرف دل


+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 22:5  توسط سیاوش | 

   (خدای من)

خدای من خدای خوب من من در این وادی ناشناخته ی دل چه کنم من تنها تو را می جویم به هر کجا که میروم همگان به نوعی در جستجوی توهستند و تو می دانی...  سخت دلتنگت هستم از تو گفتن برابم مثل یک رویا بود... اکنون می نویسم بدون آنکه ذره ای از وجودت را درک کنم... خدای من من در قلب کوچکم حضورت را ااحساس می کنم بدون آنکه بدانم چگونه از اول در این دریچه ی کوچک دل راه یافته ای من تا ابد درحسرت شناختنت خواهم ماند و من میدانم آنچه را که هیچگاه نخواهم فهمید... در ابتدای خلقتم بر هیچ احاطه داشتم و اکنون نیز با دنیایی از سرگشتگی و حیرانی خواهم رفت...
بار الهی به لطف عظمتت خانه ی قلبم را با طلویی دوباره آزین بخش... بار الهی به عظمت وجودیت سوگند که لحظه های نزدیکیت بر من... و دوری من از خود... لحظه هایی بس تلخ می باشد تو به لطف مهربانیت مرا در تنهاییم تنهای تنها مگذارتا بار دیگر از وجودت الهام بگیرم... بار الهی می دانم که سجده بر خاکت مقدس ترین  بندگیست پس تو به لطف مقدسیت مرا پاکیزه گردان از هوای نفس بر من... بار الهی تو می دانی آنچه قلبم را به آتش می کشد و تو می دانی راه درمانش!!!...بار الهی تو می دانی من پیوسته در عدمم و تو می دانی که جاودانگی ازان کیست بار پروردگارا تنها تویی که می دانی....
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 21:16  توسط سیاوش | 

از شکیلا پرسیدیم:
1- ورزش مورد علاقه شما چیست؟ تنیس ، شنا، پیاده روی
2- تفریح مورد علاقه شما چیست؟ سینما رفتن ، پیک نیک درساحل و یا در پارک
3- غذای مورد علاقه شما چیست؟ چلوکباب وقرمه سبزی
4- رنگ مورد علاقه شما چیست؟ قرمز
5- ازچه چیزی خوشحال می شوید؟ خوشحالی پسرهایم
6- ازچه چیزی ناراحت می شوید؟ ناراحتی پسرهایم
7- ازچه خصلتی خوشتان می آید؟ راستگوئی
8- از چه خصلتی بدتان می آید؟ غیبت کردن و دروغگوئی
9- خوشبختی را در چه می بینید؟ دررهائی از غربت وزندگی در وطن درکمال آزادی وصلح وصفا
 

پیامی از نویسنده ی وب لاگ:

(پس راست بگوییم تا خدا و شکیلای عزیز از ما راضی باشند)
 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 22:12  توسط سیاوش | 

تقدیم به هوا داران شکیلای عزیز

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 21:30  توسط سیاوش |